Archive for می 2008
لی شمس تو وبلاگ شخصیش نوشته
در جامعه انسانی زوجیت یک به یکی معمول و مرسوم است و طبیعی است که هر فرد به دنبال یافتن بهترین جفت ممکن باشد. در اینجاست انتخاب طبیعی (همان مادر طبیعت) وظیفه خود را به بهترین نحو انجام می دهد و عشق را وارد بازی می کند. مردها عاشق لب های سرخ، سینه های بزرگ و کمرهای باریک می شوند که نشانه های سلامت ژنتیک در جنس زن است و زن ها عاشق پول، دارایی، هیکل و قیافه و یا تن صدای کلفت مرد می شوند که همه نشانه هایی از آن است که این مرد اولاً ژن های مناسبی در اختیارشان می گذارد و دوماً پدر خوبی برای بچه هایی است که از آن ژن ها تولید می شوند.
آنچه خواندید به نظرتان تحقیر آمیز آمد؟ فکر می کنید در عشق شیرین و فرهاد چیزی آسمانی خوابیده است؟ شاید احساس کنید بهتان توهین شده است ولی با پیشرفت علم می دانیم که آنچه خوانده اید حقیقت محض است. ما همینقدر ساده فکر می کنیم و همینقدر ساده عاشق می شویم. نگاه شما به صورت نامزد، همسر و یا دوست دخترتان خیلی با نگاه یک گربه به گربه همسایه فرقی نمی کند.هر دو موجوداتی زنده هستید و هر دو احساس دارید
نظر بسیار جالب و متفاوتی راجع به عشق بود.قابل توجه دوستان پر ادعا :دی
ن از درد نمی هراسم.از مرگ هم نمی هراسم، هراس من از مردن در سرزمینی که مزد گورکن از بهای جان آدمی افزون باشد هم نیست…..من از ظلم می هراسم.
من از شکستن دل دختری بی گناه می ترسم.می ترسم از روزی که جرم دختران سرزمینم خنده ای بلند تر از مطلوب دژخیمان باشد.روزی که بیرون بودن یک تار مویش را آنطور که خود می خواهند معنی کنند.
شرم دارم از بی پناهی دختر در مقابل رذالت دژخیمان(همان سربازان گمنام یا اینک شهره به فساد امام زمان)
اشکهای پاک آن دختر پشتم را لرزاند.
من از امروز می هراسم


