10 ثانیه

بازی تقدس

با 5 دیدگاه

Technorati Tags: ,,

k مانگیر در وبلاگش بحثی رو شروع کرده راجع به جنگ ایران و عراق که میتونید از اینجا و اینجا ادامه اش رو ببینید.فارغ از مسائل پیرامون این بحث خاص قسمت جالب جاییه که کمانگیر اشاره می کنه به صحبتهای محسن رضایی:

 

وقتي امام قطعنامه ۵۹۸ را پذيرفت، بسيار مظلومانه و صادقانه با ملت ايران صحبت كرد؛ يعني توضيح داد كه من تا همين ديروز معتقد بودم جنگ را بايد ادامه بدهيم. من جام زهر مي‌نوشم و اين قطعنامه ۵۹۸ را مي‌پذيرم. آمد صادقانه با ملت ايران صحبت كرد و آبروي خودش را هم در مسائل بين‌الملل در طبق اخلاص گذاشت؛ چرا؟ چون قطعنامه ۵۹۸ اگر هم قرار بود پذيرفته شود، بايد يك سال پيش و در اوج پيروزي‌هاي ايران پذيرفته مي‌شد. (تاکید ها از من)

این، نمونه ی مناسبی است از آنچه بعنوان ِ زبان مورد استفاده در مورد جنگ ایران و عراق دیده ام. این مخلوط شدن شعر و گزارش. دقیقا یعنی چه که “آبروی خودش را هم در مسائل بین المللی در طیق اخلاص گذاشت”؟ یعنی “اشتباه بزرگی کرده بود و مسولیتش را پذیرفت”؟ یعنی “کاری را باید می کرد که اشتباه بود اما چاره ای نداشت”؟ اساسا یک رهبر چطور “مظلومانه” با مردم صحبت می کند؟ مگر ایشان همیشه با مردم ایران “صداقت” نداشت؟

صرفنظر از اینکه آقای خمینی حقیقتا صادقانه با مردم صحبت کرده یا نه ذکر این موضوع در خلال سخنرانی یک مقام آگاه که انتظار میره درباره پایان جنگ توضیحات دقیقی ارائه بده حالتی زننده و غیر معقول داره و به نوعی توهین به شعور مخاطب تلقی میشه.

از این موارد بین صحبتهای مسوولین کم دیده نمی شه.جملاتی مثل اینکه “شرکت در انتخابات یک تکلیف شرعیه “ یا “حمایت از برنامه هسته ای وظیفه هر ایرانیه”یا وجود هاله نور دور سر رییس جمهور یا کمک امام زمان در اداره کشور.اتفاقی که افتاده اینه که بی دلیل هاله ای از تقدس یک نظام سیاسی رو احاطه کرده و کسی هم جرات طرح سوال راجع به لزوم وجود این تقدس رو به خودش نمی ده. در این جو مقدس سازی شده هر گونه انتقادی از حکومت جمهوری اسلامی ایران میتونه مخالفت با اسلام تلقی شده و شامل شدیدترین برخوردها بشه.حقیقت اینه که حکومت ایران هم مثل هر نظام سیاسی دیگه خظا پذیره و قطعا توش مسوولین فاسد هم پیدا میشه. از پیامد های  این هاله تقدس سلب حق انتقاد از مردمه که باعث افزایش خطاهای سیستم شده و در نهایت ضرر اصلی رو مردم متحمل خواهند شد.درسته که به هر دلیلی در سالهای اول انقلاب این هاله تقدس به وجود اومده ولی به نظر می رسه الان که 30 سال از اون موقع می گذره لازمه کم کم بساط این بازی برچیده بشه.

بفرستید به: Balatarin :: del.icio.us :: TweetThis :: FriendFeed

نوشته شده توسط Mohammad

جولای 23, 2008 در 12:13 ب.ظ

ارسال شده در Uncategorized

5 پاسخ

با استفاده از RSS در دیدگاه‌ها مشترک شوید.

  1. [...] ۱۰ ثانیه می نویسد: بازی تقدس [...]

  2. موافقم :-)

    حجت

    جولای 24, 2008 at 8:53 ق.ظ

  3. به نظر من نه تنها بخشی، بلکه تمام ساختار و اساس جمهوری اسلامی خطاست و با تغییر در بخش هایی از آن اتفاق خاصی نمی افتد و بایستی به کل تغییر کند. به قول معروف خر همان خر است فقط پالونش عوض شده.

    محمدرضا

    جولای 25, 2008 at 2:17 ق.ظ

  4. علاوه بر این مسئله ی تقدس سازی، پدیده ی دیگری هم که این نوع حرفهای مسئولین را تشدید می کند، وجود فرهنگ چاپلوسی، تعظیم در مقابل بالاتر و لگد زدن فکری به افرادی که جایگاهی پایین تر دارند، هست.
    ممنون که به من سر زدی.

    از هیچ تا هیچ

    جولای 26, 2008 at 12:35 ب.ظ

  5. محمد عزیز سلام
    لطف کردی به من سر زدی. متشکرم. اما در مورد ادامه مطلب باید عرض کنم که از جانب من دیگر ادامه ای بر این بحث نخواهد بود. یک بار دیگر گفته های مرادیان در همان کامنت های پای آن مطلب را نگاه کن. اگر حتی دقت هم نکنی می بینی که پاسخ درست و حسابی ای نداده که بشود روی آن شالوده یک بحث را ریخت.

    در هر حال باز هم از محبت تو سپاسگزارم.

    با تقدیم احترام
    محمد (ققنوس)

    محمد (ققنوس)

    جولای 26, 2008 at 7:08 ب.ظ


پاسخ دهید